کشف و خنثی سازی عادتهای بد مالی

در مورد کنارگذاشتن عادتهای بد و نهادینه کردن عادتهای خوب منابع عالی و مفید بسیارند ولی همانطور که شما هم مثل من می‌دانید، حرف زدن از تغییر عادتها آسان ولی انجام آنها بسیار سخت است و همه‌ی ما احتمالا تجارب بسیاری از شکست در این زمینه داریم، از یادگیری زبان خارجی، تناسب اندام، کنترل مخارج و هزاران عادت دیگر.

اما در این مطلب می خواهم در مورد عادتهای مالی بنویسم. حتما قبول دارید که ما بسیاری از عادتهای خود و به ویژه عادتهای مالی را از پدر و مادر خود به ارث برده‌ایم. عادتهای خوبی مثل پس انداز، آینده نگری، کمک به دیگران، غذای سالم و شاید عادتهای بدی مثل ولخرجی، خوردن حقوق تا آخرین قطره و قرض و بدهکاری. البته این به ارث بردن همیشه مستقیم نبوده و گاهی معکوس عمل می‌کند.

مملکت ما البته در مقایسه با دنیای غرب شرایط ویژه ای دارد. مثلا پدران ما که متولدین دهه‌ی بیست و سی هستند کودکی و نوجوانی کاملا متفاوتی را با ما گذرانده اند و فرزندان ما هم به همین ترتیب. بحث من در مورد تغییرات دنیا و تکنولوژی و اینترنت نیست، بلکه این است که شرایط مالی مردم ایران ظرف چهل پنجاه سال گذشته نوسانهای زیادی داشته است.

تفاوت نسلها و عادتهای مالی

 مثلا دهه چهل در ایران شروع حرکت به مدرنیته است، (البته من این را از شنیده ها و خواندنی های پراکنده می نویسم و تحقیقی علمی در مورد آن نخوانده ام پس اگر مطلبی در رد یا تایید آنها ببینم یا شما به من معرفی کنید بسیار استقبال می کنم.) در دهه چهل وضع مالی مردم زیاد جالب نیست، جامعه در حال مدرن شدن آن هم فقط در شهرهای بزرگ و صنعتی است و مردم هنوز احساس کمبود دارند. کسانی را که سن نوجوانی شان در این دهه است در نظر بگیرید.

در دهه پنجاه تا زمان انقلاب و حتی یکسال پس از آن، زمان وفور نعمت برای قشر حقوق بگیر و شهرنشین است، حتما از کارمندان آن دوره شنیده اید که در خرج کردن تمام حقوقشان تا آخر ماه خیلی مشکل داشته اند. :)

دهه شصت با مشکلات فراوان، دهه ای که من کودکی و نوجوانی خود را در آن گذراندم، فصل صف نان، پنیر کوپنی، کمبود برنج و من البته سختی زیادی را به یاد نمی‌آورم شاید چون چیزی نبود که بخواهم :(  اما پس از پایان جنگ که رنگ و لعاب مغازه‌ها بیشتر شد این حس را بیشتر درک کردم.

و البته از دهه هفتاد به بعد که عادتهای مصرفی زیادی در جامعه ما شکل گرفت.

منظور اینکه با توجه به تغییرات عمده‌ی چند دهه اخیر در ایران، عادتهای مالی نمی توانسته به شیوه‌ای منطقی از نسلی به نسل دیگر منتقل شود، مثلا عادت خوب پس انداز پدرها، توسط فرزندان به خساست تعبیر شده و آنها عادت دیگری برگزیده‌اند ولی تاثیر نسلها را نمی‌توان منکر شد.

عادتهای مالی بد

اجازه بدهید برخی عادتهای بد مالی را لیست کنم. من سعی کرده‌ام عادتهای بد خودم و یا آنچه را در اطرافیان می‌بینم بنویسم.

-          خرج کردن پول برای چیزهایی که نیاز نداریم.

-          نداشتن پس انداز.

-          قراردادن پس انداز در انتهای لیست اولویتها

-          نداشتن بودجه ی خانگی

-          خرج کردن بیش از دخل

-          عدم ردیابی پولهایی که خرج می‌کنیم.

شما چه عادتهای بدی را می‌توانید به لیست بالا اضافه کنید؟

چگونه باید با این عادتها برخورد کنیم.

به نظر من اول باید بپذیرید که عادتهای بدی دارید. اگر لیست عادتهای مالی بد خود را لیست کرده‌اید، بررسی کنید که کدام یک بیشتر از همه به جیب شما ضربه زده است. (در صورتی که پولهایمان را ردیابی نکرده باشیم، تشخیص آن کار سختی است اما می‌توان به عنوان شروع حسابهای ماه گذشته را بررسی کرد و یا از همسر و یا دوستان و خویشان نزدیک نظرخواهی کرد.)

در اینجا باید بگویم که تمام عادتهای بدی که در ما شکل گرفته پاسخ به نیازی است که در ما وجود دارد و ما نمی‌توانیم این نیاز را حذف کنیم، بلکه باید آن را شناسایی کرده و یک پاسخ مناسب بدهیم. مناسب‌ترین پاسخ آن می‌تواند جایگزین کردن آن با یک عادت خوب باشد.

مثلا مهمترین عادت بد مالی می تواند عدم ردیابی پولهایمان باشد. شخصا چندین بار به نوشتن تمام مخارج روزانه دست زده و ناموفق بوده ام اما در چند وقت اخیر با توجه به مزایایی که نرم افزار های حسابداری  ارائه دادند از آن استفاده می کنم و تا حدود زیادی موفق به زدن رد پولهای نازنین شده ام. نوشتن مخارج روزانه عادت پسندیده ای است که باید آن را تمرین کنید چون می‌تواند کاشف عادتهای بد دیگر شما باشد.

اجازه بدهید همین عادت را با هم تمرین کنیم و در صورتی که تمایل داشتید تجربه های خودتان را با من و دیگران به اشتراک بگذارید. یک ماه سعی کنیم تمامی مخارج ریز و درشت خود را بنویسیم و آنها را در دسته بندی های مختلف مرتب کنیم. برای اینکار می توان از نرم افزارهای حسابداری شروع کنیم.

منبع:www.1-rial.com

 

1393/3/5 12:36